روایت منتخب
امید
یک فنجان چای برای مادر بزرگ
یک گفتگوی کوتاه در پایان شیفت که هنوز لبخندش را به یاد دارم. مادر بزرگ هر روز یک فنجان چای میخواست و هر روز از من تشکر میکرد. حتی وقتی حالش خوب نبود. یاد گرفتم که خوشقلبی مسری است و میتواند سختترین روزها را قابل تحمل کند.