روایت منتخب
یادگیری
پیرمردی که اسم کوچکش را یاد گرفتم
بیمار آلزایمری که هر روز اسمم را فراموش میکرد. من هر بار خودم را معرفی میکردم. یک روز صدایش زدم و او با لبخند گفت: فلانی! از کجا مرا میشناسی؟ خندیدم. یاد گرفتم که گاهی باید از اول شروع کنی. بارها و بارها. و این کار خودش یک نوع ایثار است.